چهارشنبه 01 مهر 1405 - Wed 23 Sep 2026
  • ۷۰۰ هزار واکسن آنفلوآنزا وارد شد

  • پاکسازی خانۀ تیمی تروریست‌ها در جهادآباد سراوان

  • گزارش حادثه برای یک کشتی در تنگه هرمز

  • قیمت نقره امروز چهارشنبه ۱ مهر

  • بورس دوباره جان گرفت

  • فوتبال الکترونیک ایران طلایی شد

  • جنگ تار تار /لیست خرید پرسپولیس در نیم‌فصل؟

  • خلاصه بازی امید ایران ۱ - امید کره شمالی ۴

  • اطلاعات مأموران اف بی آی هک شد

  • فرودگاه نجف: پروازهای ایران همچنان برقرار است

  • دلتنگی مادر ماکان نصیری در روز اول مهر / فیلم

  • آغاز تجربه RQ-۱۷۰ این بار از دل آب‌ها

  • تهدید یک کشور به نسل کشی در سازمان ملل!

  • آقای صالحی! این فیلم را با این حجم از شوخی‌های رکیک با خانواده می‌بینید؟+ عکس

  • قالیباف: ملت ما شجاعانه مقابل دشمن ایستاد

  • شمارش معکوس یهودی‌سازی مسجدالاقصی و بلعیدن کرانه‌باختری + عکس

  • تغییر ساعات کاری ادارات و بانک‌ها اعلام شد +فیلم

  • سیگنال توافق از نیویورک؛ ایران و آمریکا دوباره پای میز مذاکره /ترامپ: فکر می‌کنم با ایران به توافق می‌رسیم+ عکس و فیلم

  • عراقچی در نیویورک با حمایت نهادهای امنیتی مذاکره می‌کند

  • عربستان بارگیری نفت را شروع کرد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 421060
    تاریخ انتشار: 24/اسفند/1404 - 10:05
    خودافشایی راهبردی؛

    چرایی "انتحار سیاسی" رضا پهلوی در فراخوان اخیر

    پس از حوادث تلخ ۱۸ و ۱۹ دی که منجر به شهادت و کشته شدن حدود ۳ هزار نفر از ایرانیان شد، شواهد متعددی وجود داشت که بسیاری از این قربانیان، خود هدف پروژه شوم "کشته‌سازی" هسته‌های ترور وابسته به معاندین بودند. هدف از این سناریو، ایجاد بستری از خشم و ناامنی به عنوان مقدمه‌ای برای یک اغتشاش فراگیر و در نهایت زمینه‌چینی برای حمله به ایران بود. با این وجود، شبکه‌های معاند و برخی افراد تحت تأثیر آنها، تلاش می‌کردند عامل این کشتارها را نظام جمهوری اسلامی معرفی کنند. در چنین فضای ملتهبی، رضا پهلوی در جدیدترین اظهارات خود، آب پاکی را روی دست همه ریخت و رسماً به این پروژه کشته‌سازی و عملیات مشابه اعتراف کرد.

     چرایی "انتحار سیاسی" رضا پهلوی در فراخوان اخیر

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،

    فراخوان او به "گارد جاویدان" برای ورود به خیابان‌ها و حذف فیزیکی افراد نزدیک به نظام، چنان صریح و بی‌پرواست که حتی بسیاری از طرفداران او را نیز متعجب و به حیرت انداخته است. برخی این موضوع را صرفاً یک "گاف" تاریخی و ناشی از بلاهت و حماقت او قلمداد می‌کنند. اگرچه نمی‌توان آشکارگویی او را از این ویژگی‌ها مجزا دانست، اما تحلیل دقیق‌تر نشان می‌دهد که باید اصل این اعتراف و مخاطب آن را در جای دیگری جستجو کرد.
     
    ۱. مخاطب؛ واشنگتن و تل‌آویو، نه تهران
    برخلاف ظاهر ماجرا، به نظر می‌رسد پهلوی دیگر برای اقناع افکار عمومی داخل ایران سخن نمی‌گوید. داده‌های موجود نشان می‌دهد که راهبرد "خیزش مردمی" که او پیش از جنگ اخیر بر آن تکیه داشت، با عدم استقبال گسترده مواجه شده است. اعتراف ضمنی به استفاده از "هسته‌های ترور" و "کشته‌سازی"، نشان می‌دهد که پروژه او از جنس بسیج اجتماعی به سمت اقدامات سلولی و خرابکارانه تغییر ماهیت داده است. این تغییر گفتمان، پاسخی به ناامیدی از جلب حمایت مردمی است. در این شرایط، مخاطب اصلی بیانیه‌های او نه "ملت ایران"، بلکه "اربابان" آمریکایی و اسرائیلی او هستند. او با این فراخوان‌های رادیکال، در تلاش است تا خود را به عنوان "ابزاری کارآمد" برای ایجاد ناامنی و فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی به حامیان خارجی خود بقبولاند. به عبارت دیگر، او در حال فروش "کارنامه خرابکاری" خود به جای "برنامه سیاسی" است.
     
    ۲. تحقیر راهبردی توسط ترامپ؛ محرک خودافشایی
    بر اساس اطلاعات ارائه شده، دونالد ترامپ در چند مرحله رسماً اعلام کرده که رضا پهلوی را "گزینه مناسب آلترناتیو برای حکومت ایران" نمی‌داند. این موضع‌گیری از سوی متحد سنتی، یک "تحقیر راهبردی" عمیق را برای پهلوی به همراه داشته است.در روابط عناصر کوچک با قدرت‌های بزرگ، مفهوم "ارزش ابزاری" اهمیت حیاتی دارد. وقتی ترامپ صراحتاً او را به عنوان یک گزینه رد می‌کند، عملاً "ابزار بودن" پهلوی نیز بی‌اعتبار می‌شود. اینجاست که "انتحار سیاسی" معنا پیدا می‌کند: پهلوی برای اینکه نشان دهد هنوز می‌تواند برای آمریکا و اسرائیل "مفید" باشد، مجبور است دست به اقدامات خطرناک‌تر و علنی‌تری بزند. او با فریاد زدن نقشه‌های خود، در واقع به کارفرمای خود می‌گوید: "مرا رها نکنید؛ من هنوز حاضرم برای شما خوش خدمتی کنم."
     
    ۳. استحاله در پروژه اسرائیلی؛ از سلطنت طلب تا مهره سوخته
    شواهد متعدد نشان می‌دهد که پهلوی عملاً تحت اراده موساد و اسرائیل حرکت می‌کند. سفرهای پیشین او به اسرائیل و دیدار با مقامات این کشور و حمایت رسانه های رژیم صهیونیستی مانند اینترنشنال از او عملا این ارتباط را تأیید می‌کند. هم‌زمانی فراخوان‌های موساد از ایرانیان برای حضور در خیابان‌ها با اظهارات پهلوی، هماهنگی تاکتیکی آن‌ها را آشکار می‌سازد.پهلوی در این معادله، نقشی فراتر از یک متحد را ایفا نمی‌کند؛ او به یک "مهره اجرایی" در پروژه بزرگ‌تر "جنگ ترکیبی" علیه ایران تبدیل شده است. طرح‌های تجزیه ایران که قبلا به آن اشاره شد، نشان می‌دهد که در خوش‌بینانه‌ترین حالت برای او، سلطنتی که وعده داده می‌شود فراتر از یکی از قطعات پازل تجزیه شده ایران نخواهد بود. این درک از جایگاه واقعی خود (پادشاهی احتمالی یک کشور تکه‌تکه شده) می‌تواند عامل دیگری برای اقدامات ناامیدانه او باشد.
    بنابراین "انتحار سیاسی" و "خودافشایی" رضا پهلوی نتیجه ترکیبی از سه عامل است:۱. شکست راهبرد خیابانی و بی‌اعتنایی مردم به فراخوان‌هایش.۲. تحقیر شدن از سوی حامی آمریکایی (ترامپ) و ترس از به حاشیه رانده شدن کامل.۳. تبدیل شدن به ابزاری یک‌بار مصرف در دستگاه اطلاعاتی اسرائیل که از او برای پیشبرد اهداف خود بهره‌کشی می‌کند.او با این بیانیه، در واقع برگه هویت خود را به عنوان یک عامل عملیاتی امضا کرد و نشان داد که برای باقی ماندن در بازی، حتی از اقرار علنی به خشونت و ترور ابایی ندارد. این اعتراف تاریخی، ضمن اینکه ماهیت واقعی پروژه "کشته‌سازی" در اغتشاشات گذشته را برملا ساخت، پرده از آخرین نفس‌های یک جریان سیاسیِ به بن‌بست رسیده برداشت.

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما